ناصر الدين انصارى قمى

337

اختران فقاهت ( فارسى )

همگان بدين صورت مدهش فزع‌انگيز ، در ميدان ارك گردآمدند . فشار جمعيت و شعارها و اعتراضات آنان ، چنان اوج گرفت كه تمامى اجزاى دولت - خاصه اهل حرمسراى سلطنتى - را وحشت و دهشت عظيمى فراگرفته و از صدر تا ذيل مضطرب و پريشان شدند . به امر شاه ، با شتاب هرچه بيشتر توپها و تفنگها را آماده شليك ساختند . . . سرانجام به دستور معين نظام محمّد على خان وكيل الدولة گروهى از چاكران و سربازان شاه ، روبه مردم حمله آوردند و عده‌اى را به خاك‌وخون كشيدند . . . سربازان به زودى جنازه‌ها را در اصطبل شاهى پنهان كردند . اما با همهء اين ، باز جمعيت هجوم آوردند و چهار جنازه را از چنگ فراشان بدر آورده و به منزل ميرزاى آشتيانى بردند . در آنجا قيامت كبرا به‌پا شد و تمام مرد و زن ، به جوش‌وخروش آمده و صداى ضجه چنان بلند شد كه گويا شهر به اين عظمت را زلزلهء سختى فراگرفت . . . . بالجمله علما ، مردم را به هزاران التماس و التجا ساكت گردانيدند و آنان را پس از نيمه‌هاى شب ، به خانه‌هاى خود برگردانيدند . . . بالاخره با رفت‌وآمدهاى عضد الملك و پيام رسانى او به شاه و ميرزاى آشتيانى ، كار بيرون رفتن ميرزا ، ملغى شد و شاه حكم به رفع امتياز نمود » . « 1 » شاه در نامه‌اى به امين السلطان نوشت : « جناب امين السلطان ، امتياز دخانيات داخله كه چند روز موقوف شده بود ، اين روزها كه امتياز خارجه را هم موقوف فرموده‌ايم و كليهء اين عمل به طور سابق شده ، به تمام علما و حكام و مردم اطلاع بدهيد كه مطمئن باشند و به رعايا حالى بنمايند » . پس از چند روز ، وزير اعظم - امين السلطان - ابلاغى خدمت جناب ميرزا فرستاد كه : « حالا كه ديگر امتياز بالكليه رفع شده است چرا رخصت نمىفرمائيد

--> ( 1 ) . كربلايى ، تاريخ الدخانية ، ص 168 .